vivified

viv·i·fied/ˈvɪv.ɪ.faɪd/
adjective (صفت)formal

صفت — زنده‌شده

زنده‌شدهجان‌بخشیده

بیشتر زنده یا پرانرژی شده؛ زندگی یا انرژی یافت.

Made more lively or animated; given life or energy.

«رنگ‌های زنده‌شده اتاق را روشن‌تر کردند.»

The vivified colors brightened the room.

«روحیه جان‌بخشیده او تیم را تشویق کرد.»

His vivified spirit inspired the team.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000