vivisecting

viv·i·sect·ing/ˈvɪv.ɪˌsɛk.tɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): vivisectedpast participle (مفعولی): vivisected-ing (حال): vivisecting3rd (سوم): vivisects

فعل — عمل جراحی زنده کردن

عمل جراحی زنده کردنتشریح زنده انجام دادن

شکل حال استمراری vivisect؛ انجام آزمایش و جراحی زنده روی حیوانات برای پژوهش علمی.

Present participle of vivisect: performing live dissection on animals for scientific research.

«امروز در آزمایشگاه در حال تشریح زنده قورباغه‌ها هستند.»

They are vivisecting frogs in the lab today.

«انجام آزمایش‌های جراحی زنده روی حیوانات بحث‌برانگیز است.»

Vivisecting animals is controversial.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000