vocalise

vo·ca·lise/ˈvoʊ.kə.laɪz/
vocalrelated to voice or speaking-iseto perform or cause to
verb (فعل)formalpast (گذشته): vocalisedpast participle (مفعولی): vocalised-ing (حال): vocalising3rd (سوم): vocalises

فعل — آواز تمرینی خواندن

آواز تمرینی خواندنتمرین صوتی انجام دادن

آواز یا تمرینات صوتی بدون کلمات انجام دادن، با تمرکز بر تن و تکنیک.

To sing or play vocal exercises without words, focusing on tone and technique.

«او هر صبح درجات آوازی را تمرین می‌کند.»

She vocalises scales every morning.

«کر قبل از کنسرت تمرینات صوتی انجام داد.»

The choir vocalised before the concert.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000