volcanic

vol·can·ic/vɒlˈkænɪk/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more volcanicsuperlative (عالی): most volcanic

صفت — آتشفشانی

آتشفشانیوابسته به آتشفشان

مربوط به آتشفشان یا تولید شده توسط آن.

Relating to or produced by a volcano or volcanoes.

«فوران‌های آتشفشانی می‌توانند خسارات گسترده‌ای ایجاد کنند.»

Volcanic eruptions can cause widespread damage.

«این جزیره خاک آتشفشانی دارد که برای کشاورزی مناسب است.»

The island has volcanic soil, good for farming.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000