voyage

voy·age/ˈvɔɪɪdʒ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): voyages

اسم — سفر دریایی

سفر دریاییسفر فضایی

یک سفر طولانی که شامل مسافرت از طریق دریا یا در فضا باشد.

A long journey involving travel by sea or in space.

«کشتی عازم یک سفر دریایی طولانی در اقیانوس شد.»

The ship embarked on a long voyage across the ocean.

«سفر فضایی به مریخ ماه‌ها طول خواهد کشید.»

The space voyage to Mars will take months.

تفاوت با واژه‌های مشابه
journeyسفر

روزمره. یک اصطلاح بسیار کلی برای سفر از یک مکان به مکان دیگر، می‌تواند با هر وسیله‌ای باشد. 'Voyage' نوع خاصی از 'journey' است. 'A journey by train' درست است، 'A voyage by train' درست نیست.

Everyday. A very general term for traveling from one place to another, can be by any means. 'Voyage' is a specific type of 'journey'. 'A journey by train' works, 'A voyage by train' does not.

expeditionهیئت اعزامی

رسمی. سفری که توسط گروهی از افراد با هدف خاصی، اغلب اکتشاف یا تحقیق، انجام می‌شود. اگر دریایی باشد می‌تواند 'voyage' باشد. 'یک هیئت اعزامی به قطب شمال' درست است، 'یک هیئت اعزامی برای خرید' غیررسمی‌تر است.

Formal. A journey undertaken by a group of people with a particular purpose, often exploration or research. Can be a 'voyage' if by sea. 'An arctic expedition' works, 'a shopping expedition' is more informal.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): voyagedpast participle (مفعولی): voyaged-ing (حال): voyaging3rd (سوم): voyages

فعل — سفر دریایی کردن

سفر دریایی کردنمسافرت کردن

سفر کردن یا یک سفر طولانی را انجام دادن، به ویژه از طریق دریا یا در فضا.

To travel or make a long journey, especially by sea or in space.

«کاشفان اولیه به سرزمین‌های ناشناخته سفر دریایی کردند.»

Early explorers voyaged to unknown lands.

«ما قصد داریم سال آینده دور دنیا سفر کنیم.»

We plan to voyage around the world next year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
travelسفر کردن

روزمره. اصطلاح کلی برای حرکت از یک مکان به مکان دیگر. 'Voyage' شکلی خاص و اغلب باشکوه‌تر از 'travel' است. 'او برای کار سفر می‌کند' درست است، 'او برای کار سفر دریایی می‌کند' کمتر رایج است مگر اینکه یک سفر دریایی بسیار خاص و طولانی باشد.

Everyday. General term for moving from one place to another. 'Voyage' is a specific, often grander, form of 'travel'. 'She travels for work' works, 'She voyages for work' is less common unless it's a very specific, long sea journey.

sailسفر با قایق

خاص. سفر بر روی آب با کشتی یا قایق. 'Sail' اغلب با 'voyage' قابل جایگزینی است وقتی به طور خاص به سفر دریایی اشاره دارد، اما 'voyage' به سفری طولانی‌تر و حماسی‌تر دلالت می‌کند. 'آنها به جزیره قایقرانی کردند' درست است، 'آنها به جزیره سفر دریایی کردند' به سفری باشکوه‌تر اشاره دارد.

Specific. To travel on water in a ship or boat. 'Sail' is often interchangeable with 'voyage' when specifically referring to sea travel, but 'voyage' implies a longer, more epic journey. 'They sailed to the island' works, 'They voyaged to the island' suggests a grander journey.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000