vow

/vaʊ/
vowa solemn promise
1noun (اسم)commonplural (جمع): vows

اسم — قسم

قسمعهدپیمان

قول یا پیمان جدی و رسمی، اغلب به صورت عمومی یا برای خداوند داده می‌شود.

A serious and formal promise or pledge, often made publicly or to a deity.

«آنها قول دادند که یکدیگر را حمایت کنند.»

They made a vow to support each other.

«قول او برای سکوت کردن جدی بود.»

Her vow to remain silent was firm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oathسوگند

رسمی. زمانی که به وعده‌های جدی، مخصوصاً قانونی یا دینی اشاره دارد، قابل جایگزینی است. مثلاً «دادن سوگند صداقت» مشابه «قول دادن به صداقت» است.

Formal. Interchangeable when referring to serious promises, especially legal or religious ones. For example, 'take an oath of honesty' works, similar to 'vow to be honest'.

pledgeتعهد

رسمی. در موقعیت‌های وعده‌های جدی مثل «تعهد وفاداری» جایگزین vow می‌شود، ولی pledge در برخی موارد ممکن است به معنای وثیقه یا ضمانت نیز باشد.

Formal. Can replace vow in contexts of solemn promises, such as 'pledge loyalty' or 'vow loyalty', but pledge may also mean a collateral or guarantee in other contexts.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): vowedpast participle (مفعولی): vowed-ing (حال): vowing3rd (سوم): vows

فعل — قسم خوردن

قسم خوردنعهد بستنپیمان بستن

دادن قول یا پیمان جدی و رسمی، معمولاً به طور عمومی یا به خدا.

To make a serious and solemn promise or pledge, often publicly or to a deity.

«او قسم خورد که هرگز دیگر دروغ نگوید.»

He vowed to never lie again.

«آنها عهد بستند که از محیط زیست محافظت کنند.»

They vowed to protect the environment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
promiseقول دادن

رایج. زمانی که به تعهد قوی اشاره دارد قابل جایگزین است، اما promise عمومی‌تر و معمولی‌تر از vow است. مثلاً «قول می‌دهم کمک کنم» و «قسم می‌خورم کمک کنم» که رسمیت بیشتری دارد.

Common. Interchangeable with vow when referring to a strong commitment, but promise is more general and less formal than vow. For example, 'I promise to help' but 'I vow to help' sounds more solemn.

swearقسم خوردن

رسمی/غیررسمی. وقتی وعده جدی و رسمی داده می‌شود، قابل جایگزین است، به‌ویژه مقابل مراجع دینی یا قانونی، مثل «قسم خوردن به وفاداری».

Formal/informal. Interchangeable in contexts where a solemn and serious promise is made, especially before a religious or legal authority, like 'swear loyalty' or 'vow loyalty'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000