waddled

wad·dled/ˈwɒd.əld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): waddledpast participle (مفعولی): waddled-ing (حال): waddling3rd (سوم): waddles

فعل — قدم زدن با تکان دادن

قدم زدن با تکان دادن

گذشته فعل waddle؛ راه رفتن با قدم‌های کوتاه و نوسان از طرف به طرف.

Past tense of waddle; to walk with short steps, swaying from side to side.

«اردک با قدم‌های کوتاه از روی حوضچه حرکت کرد.»

The duck waddled across the pond.

«او به آرامی با راه رفتن تکان‌دهنده به در رفت.»

He waddled to the door slowly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wobbledتلو تلو خورد

متداول. معنی مشابه اما waddle بیشتر به راه رفتن مثل اردک اشاره دارد.

Common. Similar meaning but waddle implies characteristic walk like ducks, wobbled more general unsteady walk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000