waffing

waff·ing/ˈwæfɪŋ/
waffto wave or flap softly-ingpresent participle / gerund suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): waffedpast participle (مفعولی): waffed-ing (حال): waffing3rd (سوم): waffs

فعل — تکان دادن آرام

تکان دادن آرامبال‌بال زدن خفیف

عمل تکان دادن یا بال‌بال زدن ملایم چیزی، یا ایجاد صدای بال‌بال زدن خفیف.

The act of waving or flapping something lightly, or making a light flapping sound.

«تکان خوردن آرام پارچه آرامش‌بخش بود.»

The gentle waffing of the fabric was soothing.

«صدای تکان خوردن برگ‌ها را در نسیم ملایم شنیدیم.»

We heard the waffing of the leaves in the soft breeze.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flappingبالا و پایین رفتن

روزمره. برای حرکت سبک و تکراری بالا و پایین رفتن معمولاً قابل تعویض است. 'پرچم در باد تکان می‌خورد' مشابه waffing است. می‌تواند کمی بیشتر از waffing به معنای شدت باشد.

Everyday. Generally interchangeable for repetitive, light, up-and-down movement. 'The flag was flapping in the wind' works similarly to 'waffing'. Can imply a bit more vigor than 'waffing'.

waftingبه آرامی حرکت کردن

روزمره. بیشتر به چیزی اشاره دارد که به آرامی در هوا حمل می‌شود، مثل بو یا دود، نه شیئی که فعالانه بال‌بال می‌زند. 'بویی که در هوا می‌پیچید' در مقابل 'پرنده‌ای که بال‌هایش را تکان می‌داد'.

Everyday. Refers more to something being carried gently through the air, like a smell or smoke, rather than an object actively flapping. 'A scent wafting through the air' vs 'A bird waffing its wings'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000