waits

/weɪts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): waitedpast participle (مفعولی): waited-ing (حال): waiting3rd (سوم): waits

فعل — صبر کردن

صبر کردنمنتظر ماندن

ماندن در محل یا به تأخیر انداختن عمل تا اتفاقی مورد انتظار رخ دهد.

To stay in place or delay action until an expected event happens.

«او هر صبح منتظر اتوبوس می‌ماند.»

She waits for the bus every morning.

«او با صبر منتظر نوبت خود می‌ماند.»

He waits patiently for his turn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awaitمنتظر بودن

رسمی. معمولاً جایگزین 'wait' است اما در گفتار غیررسمی کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Usually interchangeable with 'wait' but less used in informal speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000