wangle

wan·gle/ˈwæŋɡəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): wangledpast participle (مفعولی): wangled-ing (حال): wangling3rd (سوم): wangles

فعل — ماهرانه به دست آوردن

ماهرانه به دست آوردنفریبکارانه گرفتن

بدست آوردن چیزی با روش‌های هوشمندانه یا فریبکارانه.

To obtain something by clever or deceitful means.

«او یک روز تعطیل اضافه با مهارت گرفت.»

He wangled an extra day off work.

«او بلیت‌های کنسرت را به طور زیرکانه‌ای گرفت.»

She wangled tickets to the concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maneuverمانور دادن

رسمی. به معنی با مهارت یا هوشمندی موقعیت را مدیریت کردن؛ مشابه و کمتر منفی از wangle.

Formal. Means to skillfully or cleverly manage a situation; similar but less negative connotation than 'wangle'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000