wary

wa·ry/ˈwɛri/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): wariersuperlative (عالی): wariest

صفت — مراقب

مراقبهوشیاراحتیاط‌کننده

احساس یا نشان دادن احتیاط نسبت به خطرات یا مشکلات احتمالی.

Feeling or showing caution about possible dangers or problems.

«به غریبه‌هایی که کمک پیشنهاد می‌دهند، مراقب باش.»

Be wary of strangers offering help.

«او هنگام عبور از خیابان شلوغ محتاط بود.»

She was wary when crossing the busy street.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cautiousمحتاط

متداول. بسیار نزدیک به معنی wary است و اغلب هنگام هشدار درباره ریسک‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Very close in meaning; often interchangeable when warning about risks.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000