wasabi
اسم — واسابي
گیاهی ژاپنی از خانواده خردل که ریشه ضخیم و سبز آن رنده شده و به عنوان چاشنی تند، به ویژه همراه سوشی، استفاده میشود.
A Japanese plant of the mustard family, with a thick green root that is grated and used as a pungent condiment, especially with sushi.
«واسابي طعم خاصی به سوشی میدهد.»
“Wasabi adds a distinct kick to the sushi.”
«مراقب باش از واسابي زیاد استفاده نکنی، خیلی تند است.»
“Be careful not to use too much wasabi, it's very hot.”
اسم — سس واسابی
چاشنیای که از ریشه گیاه واسابی تهیه میشود و به خاطر طعم تند و قویاش شناخته شده است.
A condiment made from the root of the wasabi plant, known for its strong, pungent flavor.
«او کمی واسابی با سس سویا خود مخلوط کرد.»
“He mixed a little wasabi into his soy sauce.”
«آشپز یک دسته تازه واسابی آماده کرد.»
“The chef prepared a fresh batch of wasabi.”