washer

wash·er/ˈwɑːʃər/
washto clean with water-erone who performs an action; device that does an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): washers

اسم — ماشین لباسشویی

ماشین لباسشویی

دستگاهی برای شستن لباس‌ها

A machine used for washing clothes

«ماشین لباسشویی چرخه شستشو را تمام کرد.»

The washer finished the laundry cycle.

«او هفته گذشته یک ماشین لباسشویی جدید خرید.»

She bought a new washer last week.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): washers

اسم — واشر فلزی

واشر فلزیحلقه فلزی

حلقه کوچک و صاف در دستگاه‌های مکانیکی برای توزیع بار یا آب‌بندی اتصال‌ها

A small flat ring used in mechanical devices to distribute load or seal joints

«برای جلوگیری از نشت، واشر آسیب‌دیده را تعویض کنید.»

Replace the damaged washer to stop the leak.

«واشر بین پیچ و مهره قرار می‌گیرد.»

The washer fits between the bolt and nut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sealمهر و موم

فنی. کاربرد مشابه در آب‌بندی، اما شکل و کاربرد متفاوتی دارد.

Technical. Similar in function in sealing joints but differs in shape and use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000