watered

wa·tered/ˈwɔːtərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wateredpast participle (مفعولی): watered-ing (حال): watering3rd (سوم): waters

فعل — آبیاری کرد

آبیاری کردآب داد

گذشته فعل water به معنای آبیاری یا آب دادن به گیاهان.

Past simple form of 'water' meaning to pour water on plants.

«او امروز صبح گل‌ها را آب داد.»

She watered the flowers this morning.

«باغبان همه گیاهان را آبیاری کرد.»

The gardener watered all the plants.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irrigatedآبیاری شده

رسمی/فنی. بیشتر در کشاورزی یا آبیاری گسترده استفاده می‌شود، کمتر در صحبت روزمره.

Formal/technical. Often used in agriculture or large-scale watering, less common in everyday speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000