wattle

wat·tle/ˈwɒtəl/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): wattles

اسم — حصیر بافته شده

حصیر بافته شدهنرده چوبی

ماده‌ای برای ساخت نرده، دیوار یا سقف که شامل چارچوبی از شاخه‌ها یا چوب‌های درهم بافته شده است.

A material for making fences, walls, or roofs, consisting of a framework of interwoven sticks or branches.

«کلبه باستانی با واتل و گِل ساخته شده بود.»

The ancient hut was built with wattle and daub.

«آنها از واتل برای ایجاد مرز باغ استفاده کردند.»

They used wattle to create a garden border.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hurdleپرچین

خاص. 'پرچین' معمولاً یک پنل متحرک از واتل است که اغلب برای حصار موقت یا در کشاورزی استفاده می‌شود. این یک نوع سازه واتل است، اما همه واتل‌ها پرچین نیستند.

Specific. A 'hurdle' is typically a portable panel of wattle, often used for temporary fencing or in agriculture. It is a type of wattle structure, but not all wattle is a hurdle. 'A wattle fence' is broader, 'a sheep hurdle' is specific.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): wattles

اسم — گوشت آویزان زیر گلو (در پرندگان)

گوشت آویزان زیر گلو (در پرندگان)

برجستگی گوشتی و آویزان، معمولاً قرمز رنگ، بر روی سر یا گردن برخی پرندگان مانند بوقلمون یا مرغ.

A fleshy, pendulous (hanging down) growth, typically red, on the head or neck of certain birds, such as a turkey or chicken.

«گوشت‌های آویزان بوقلمون قرمز روشن شدند.»

The turkey's wattles turned bright red.

«مرغ‌ها زیر منقارشان واتل‌های کوچکی دارند.»

Chickens have small wattles under their beaks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
combتاج خروس

خاص. 'تاج' به برآمدگی گوشتی روی سر مرغ اشاره دارد، در حالی که 'واتل' به برجستگی‌های گوشتی آویزان از چانه یا گلوی پرنده اشاره دارد. آنها ویژگی‌های متمایزی هستند.

Specific. A 'comb' is the fleshy crest on the head of a chicken, while a 'wattle' refers to the fleshy growths hanging from the chin or throat. They are distinct features. 'The rooster has a large comb and bright wattles.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000