در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکل گوه یا مثلثی شکل؛ تمایل به گیر کردن در یک فضای محدود.
Shaped like a wedge; tending to get stuck in a confined space.
«در با یک تکه چوب کوچک و گوهای باز نگه داشته شده بود.»
“The door was kept open by a small, wedgy piece of wood.”
«کفشهای او پاشنهای گوهای داشتند که راه رفتن با آنها را راحت میکرد.»
“Her shoes had a wedgy heel, making them comfortable to walk in.”