ween

/wiːn/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): weenedpast participle (مفعولی): weened-ing (حال): weens3rd (سوم): weens

فعل — گمان کردن

گمان کردنپنداشتنباور داشتن

(باستان) فکر کردن یا تصور کردن چیزی؛ گمان کردن یا باور داشتن.

(Archaic) To think or imagine something; to suppose or believe.

«گمان می‌کنم او تا غروب می‌رسد، اگر جاده‌ها باز باشند.»

I ween he will arrive by nightfall, if the roads are clear.

«کمتر تصور می‌کردم چه مشکلاتی در پیش است.»

Little did I ween of the troubles that lay ahead.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thinkفکر کردن

معمول. فعل روزمره برای شکل دادن به افکار یا نظرات. 'فکر می‌کنم باران خواهد بارید.' 'Ween' یک مترادف باستانی است که هرگز در مکالمه مدرن استفاده نمی‌شود.

Common. The everyday verb for forming thoughts or opinions. 'I think it will rain.' 'Ween' is an archaic synonym, never used in modern conversation.

believeباور داشتن

معمول. پذیرفتن چیزی به عنوان حقیقت یا واقعیت. 'من به عدالت باور دارم.' مانند 'think'، 'believe' یک فعل مدرن و پرکاربرد است که در تضاد با 'ween' باستانی است.

Common. To accept something as true or real. 'I believe in justice.' Like 'think', 'believe' is a modern, widely used verb, contrasting with the archaic 'ween'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000