weekend

week·end/ˈwiːkˌɛnd/
noun (اسم)commonplural (جمع): weekends

اسم — آخر هفته

آخر هفته

دوره زمانی از غروب جمعه تا غروب یکشنبه که معمولاً برای استراحت و تفریح در نظر گرفته می‌شود.

The period from Friday evening to Sunday evening, often considered a time for rest and leisure.

«برنامه‌ات برای آخر هفته چیست؟»

What are your plans for the weekend?

«من معمولاً آخر هفته‌ها در خانه استراحت می‌کنم.»

I usually relax at home on the weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
holidayتعطیلات

روزمره. به دوره طولانی‌تر غیبت از کار یا مدرسه، اغلب برای سفر، اشاره دارد. «ما برای دو هفته به تعطیلات رفتیم» درست است، «از تعطیلات لذت بردم» می‌تواند به آخر هفته اشاره داشته باشد اگر در بافت کلامی مشخص شود، اما «آخر هفته» خاص‌تر است.

Everyday. Refers to a longer period of absence from work or school, often for travel. 'We went on holiday for two weeks' works, 'I enjoyed the holiday' could refer to a weekend if contextually implied, but 'weekend' is more specific.

breakمرخصی کوتاه

روزمره. یک دوره کوتاه استراحت از کار یا تحصیل. می‌تواند آخر هفته باشد، اما یک مرخصی کوتاه در اواسط هفته نیز می‌تواند باشد. «من به یک استراحت کوتاه از کار نیاز دارم» درست است، «بی‌صبرانه منتظر مرخصی آخر هفته هستم» نیز درست است، اما «آخر هفته» در مورد روزهای خاص دقیق‌تر است.

Everyday. A short period of rest from work or study. Can be a weekend, but also a short mid-week break. 'I need a short break from work' works, 'I'm looking forward to the weekend break' also works, but 'weekend' is more precise about the specific days.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000