در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چکمه بلند و ضدآب که معمولاً از لاستیک ساخته شده و برای پوشیدن در هوای مرطوب استفاده میشود.
A tall waterproof boot, typically made of rubber, worn outdoors especially in wet conditions.
«او چکمههای ولینگتون پوشید تا از زمین گلآلود عبور کند.»
“She wore wellingtons to walk through the muddy field.”
«کشاورزان همیشه یک جفت چکمه ولینگتون برای روزهای بارانی آماده دارند.»
“The farmers always keep a pair of wellingtons ready for rainy days.”
نام پایتخت نیوزیلند.
A place name: capital city of New Zealand.
«ولینگتون به خاطر آب و هوای خنک معروف است.»
“Wellington is known for its cool climate.”
«برنامه دارد سال آینده به ولینگتون سفر کند.»
“She plans to visit Wellington next year.”