welshing

welsh·ing/ˈwɛlʃɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): welchedpast participle (مفعولی): welched-ing (حال): welching3rd (سوم): welches

فعل — بدقولی کردن

بدقولی کردن

اصطلاح غیررسمی یعنی خلاف وعده یا پرداخت بدهی عمل کردن.

Informal term meaning to fail to honor a bet or debt.

«او به بدقولی در پرداخت بدهی‌هایش متهم شد.»

He was accused of welshing on his debts.

«نباید در شرط‌بندی بدقولی کنی.»

Don’t be caught welshing on the bet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
renegingپیمان‌شکنی

رسمی. شکستن وعده یا توافق.

Formal. Breaking a promise or agreement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000