reneging

re·neg·ing/rɪˈnɛɡɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): renegedpast participle (مفعولی): reneged-ing (حال): reneging3rd (سوم): reneges

فعل — خلف وعده کردن

خلف وعده کردنعمل نکردن به تعهد

امانت یا وعده‌ای را عملی نکردن.

Failing to fulfill a promise, agreement, or commitment.

«به خلف وعده در قرارداد متهم شد.»

He was accused of reneging on the contract.

«آن‌ها به وعده‌شان عمل نمی‌کنند.»

They are reneging on their promise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
defaultingناتوانی در انجام

رسمی/رایج. برای ناتوانی در انجام تعهدات به‌کار می‌رود.

Formal/common. Used when someone fails to meet obligations, especially legal or financial.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000