defaulting

de·fault·ing/dɪˈfɔːltɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): defaultedpast participle (مفعولی): defaulted-ing (حال): defaulting3rd (سوم): defaults

فعل — عدم انجام تعهد

عدم انجام تعهدنپرداختن

ناتوانی در انجام تعهد مخصوصا پرداخت‌ها

failing to meet an obligation especially in payments

«او در پرداخت اجاره‌نامه‌اش تعلل دارد.»

He is defaulting on his rent payments.

«شرکت‌هایی که به وام‌ها عمل نمی‌کنند، جریمه می‌شوند.»

Companies defaulting on loans face penalties.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failingشکست خوردن

رایج. در زمینه شکست در انجام وظایف قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in general context of failing duties.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000