adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): wenniersuperlative (عالی): wenniest
صفت — پر از کیست چربی
پر از کیست چربیتوموردار
پر از کیستهای چربی؛ دارای کیست یا تومورهای شبیه کیستهای چربی.
Full of wens; having wens or tumors resembling wens.
«پوست سر او به دلیل سالها بیتوجهی کاملاً پر از کیست چربی بود.»
“His scalp was rather wenny from years of neglect.”
«رشد تومور مانند روی بازوی او نگران کننده بود.»
“The wenny growth on her arm was a concern.”
تفاوت با واژههای مشابه
lumpy— تکه تکه
رایج/غیررسمی. چیزی را توصیف میکند که حاوی تودهها یا جرمهای جامد است. 'سس لخته شده' رایج است. 'پوست wenny' پوستی با انواع خاصی از تودهها (کیستهای چربی) را توصیف میکند.
Common/informal. Describes something containing lumps or solid masses. 'Lumpy gravy' is common. 'Wenny skin' describes skin with specific types of lumps (wens).