whispered

whis·pered/ˈwɪspərd/
whisperto speak softly-edpast tense marker
verb (فعل)commonpast (گذشته): whisperedpast participle (مفعولی): whispered-ing (حال): whispering3rd (سوم): whispers

فعل — نجوا کرد

نجوا کردزمزمه کرد

به‌صورت بسیار آرام و بی‌صدا صحبت کرد، معمولاً برای حفظ حریم خصوصی یا رازدار بودن.

Spoke very softly without using the vocal cords loudly, usually for privacy or secrecy.

«او یک راز را برای من زمزمه کرد.»

She whispered a secret to me.

«او آنقدر آرام گفت که کسی نشنید.»

He whispered so no one could hear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
murmurزمزمه

غیررسمی. معمولاً نرم‌تر و مبهم‌تر از whisper است و می‌تواند به صدای کم‌طنین اشاره کند — «او جواب داد و زمزمه کرد» درست است ولی همیشه برای گویش مخفیانه نیست.

Informal. Often softer, less clear than whisper, can mean low continuous sound — 'she murmured a reply' works, but not always for secretive speech.

mutterغرغره کردن

غیررسمی. بیشتر به غر زدن یا حرف زدن نامفهوم به خود اشاره دارد، کمتر به حالت مخفی بودن؛ در همه زمینه‌ها جایگزین whisper نیست.

Informal. Often implies complaining or speaking unclearly to oneself, less secretive than whisper; not interchangeable in all contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000