whisperer

whis·per·er/ˈwɪspərər/
whisperto speak softly-erone who performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): whisperers

اسم — پچ‌پچ‌کننده

پچ‌پچ‌کنندهنجواگر

کسی که پچ‌پچ می‌کند یا آهسته حرف می‌زند.

A person who whispers.

«پچ‌پچ‌کننده رازی را با دوستش در میان گذاشت.»

The whisperer shared a secret with his friend.

«او به عنوان نجواگر آرام گروه شناخته می‌شد.»

He was known as the quiet whisperer of the group.

2noun (اسم)commonplural (جمع): whisperers

اسم — رام‌کننده

رام‌کنندهنوازشگر (حیوانات)

کسی که اعتقاد بر این است که توانایی خاصی در آرام کردن یا برقراری ارتباط با نوع خاصی از حیوان دارد.

A person believed to have a special ability to calm or communicate with a particular type of animal.

«او یک رام‌کننده اسب است؛ می‌تواند هر اسب ناآرامی را آرام کند.»

He's a horse whisperer; he can calm any troubled horse.

«رام‌کننده سگ به ما در مورد حیوان خانگی مضطربمان کمک کرد.»

The dog whisperer helped us with our anxious pet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trainerمربی

عادی/روزمره. اصطلاحی کلی برای کسی که به حیوانات یا افراد مهارت می‌آموزد. 'Whisperer' رویکردی شهودی‌تر و ملایم‌تر را نشان می‌دهد، اغلب بدون آموزش رسمی.

Common/everyday. A general term for someone who teaches skills to animals or people. 'Whisperer' implies a more intuitive and gentle approach, often without formal training.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000