در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سفید کردن چیزی یا سفیدتر شدن؛ سفید یا کمرنگ شدن.
To make something white or whiter; to bleach or become pale.
«قبل از نقاشی دیوارها را سفید کردند.»
“They whitened the walls before painting.”
«موهایش با گذر زمان سفید شد.»
“Her hair began to whiten with age.”
رایج. معمولاً سفید کردن شیمیایی است؛ در برخی موارد جایگزین whiten میشود.
Common. Often implies chemical whitening; can replace 'whiten' in some contexts.