whizzle

whiz·zle/ˈwɪzəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): whizzledpast participle (مفعولی): whizzled-ing (حال): whizzling3rd (سوم): whizzles

فعل — سریع حرکت کردن

سریع حرکت کردنوز وز کردن

با صدای سوت یا وزش سریع حرکت کردن.

To move quickly with a whistling or rushing sound.

«ماشین با سرعت از کنار ما رد شد.»

The car whizzled past us on the highway.

«برگ‌ها در باد شدید وز وز می‌کردند.»

Leaves whizzled in the strong wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whizسریع حرکت کردن

غیررسمی. نشان‌دهنده حرکت سریع با صدای وز وز یا سوت است.

Informal. Indicates moving quickly with a humming or whistling sound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000