whizz
فعل — وز وز کردن
با صدای وز وز یا تیپتیپ، سریع حرکت کردن.
To move quickly with a buzzing or hissing sound.
«ماشین با سرعت زیاد کنار ما در بزرگراه گذشت.»
“The car whizzed past us on the highway.”
«او با سرعت از سوالات امتحان گذشت.»
“He whizzed through the exam questions quickly.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. حرکت بسیار سریع را میرساند؛ میتواند جایگزین whizz برای سرعت باشد اما کمتر به جنبه صدا توجه دارد.
Informal. Implies very fast movement; can replace 'whizz' for speed but less on sound effect.
اسم — استاد
فردی بسیار ماهر یا متخصص در رشتهای خاص.
A person who is extremely skilled or an expert in a particular field.
«او در حل مسائل ریاضی استاد است.»
“He's a whizz at solving math problems.”
«او یک حرفهای کامپیوتر است و هر مشکل را سریع حل میکند.»
“She is a computer whizz and fixes any issue quickly.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح عمومی برای فردی با مهارت یا دانش بالا.
Common. General term for someone with high skill or knowledge.