wholeheartedly

whole·heart·ed·ly/ˌhəʊlˈhɑːrtɪdli/
wholecompleteheartcenter of emotions-edhaving the quality of-lyin a specific manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): wholeheartedposition (جایگاه): end

قید — از صمیم قلب

از صمیم قلببا تمام وجودبا اشتیاق کامل

با خلوص نیت و ارادت مشتاقانه؛ با تمام وجود و از صمیم قلب.

With sincere and enthusiastic devotion; with one's whole heart.

«او از تصمیم او از صمیم قلب حمایت کرد.»

She wholeheartedly supported his decision.

«او با تمام وجود با این پیشنهاد موافقت کرد.»

He agreed wholeheartedly to the proposal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sincerelyصمیمانه

روزمره. بیانگر احساس یا نیت واقعی است. می‌تواند جایگزین 'wholeheartedly' شود وقتی تأکید بر صداقت احساس است، اما کمتر بر تعهد کامل یا اشتیاق. 'صمیمانه عذرخواهی می‌کنم' صحیح است، 'با تمام وجود عذرخواهی می‌کنم' پشیمانی عمیق‌تری را نشان می‌دهد.

Everyday. Expresses genuine feeling or intention. Can replace 'wholeheartedly' when the emphasis is on honesty of emotion, but less on the full commitment or enthusiasm. 'I sincerely apologize' works, 'I wholeheartedly apologize' implies deeper regret.

enthusiasticallyمشتاقانه

روزمره. با علاقه و هیجان زیاد. این کلمه از نظر نشان دادن اشتیاق بسیار نزدیک به 'wholeheartedly' است، اما 'wholeheartedly' عنصر تعهد کامل یا باور، نه فقط هیجان، را اضافه می‌کند.

Everyday. With great interest and excitement. This is very close to 'wholeheartedly' in terms of showing zeal, but 'wholeheartedly' adds the element of full commitment or belief, not just excitement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000