whomping

whomp·ing/ˈwɒmpɪŋ/
whompto hit or strike heavily-ingpresent participle suffix
adjective (صفت)informal

صفت — بسیار بزرگ

بسیار بزرگعظیم

بسیار بزرگ، سنگین یا قدرتمند.

Very large, heavy, or powerful.

«آن‌ها با چالشی بسیار بزرگ روبه‌رو بودند.»

They faced a whomping challenge ahead.

«کامیون هنگام عبور صدای بلندی ایجاد کرد.»

The truck made a whomping noise as it passed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hugeبسیار بزرگ

مرسوم. وقتی بر اندازه یا گستردگی تاکید می‌شود قابل تعویض است.

Common. Used interchangeably when stressing size or extent.

massiveعظیم

رسمی/مرسوم. برای نشان دادن اندازه یا قدرت چشمگیر به کار می‌رود.

Formal/common. Indicates impressive size or power.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000