wholesome

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

whole·some/ˈhoʊl.səm/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): wholesomersuperlative (عالی): wholesomest

صفت — سالم

سالممفیدپاک

موجب سلامتی یا رفاه می‌شود؛ از نظر اخلاقی خوب یا مفید.

Promoting health or well-being; morally good or beneficial.

«او سبک زندگی سالمی دارد.»

“She leads a wholesome lifestyle.”

«دهکده جو سالم و خوب دارد.»

“The village has a wholesome atmosphere.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
healthy— سالم

رایج. وقتی به سلامت جسمانی اشاره دارد قابل جایگزینی است؛ برای معنای اخلاقی کمتر مناسب است.

Common. Interchangeable when referring to physical well-being; less suitable for moral meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000