wilder

wil·der/ˈwaɪl.dər/
wilduntamed or uncontrolled-ercomparative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): wildersuperlative (عالی): wildest

صفت — وحشی‌تر

وحشی‌تربی‌بند و بارتر

وحشی‌تر؛ کمتر کنترل شده یا رام.

More wild; less controlled or tamer.

«جنگل با هر سال وحشی‌تر می‌شد.»

The forest grew wilder each year.

«ایده‌های او با گذشت زمان بی‌بند و بارتر شدند.»

His ideas became wilder over time.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000