در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حقهها یا راهکارهای هوشمندانه برای فریب یا دستکاری کردن
Clever tricks or strategies used to deceive or manipulate.
«او با حقههای خود به چیزهایی که میخواست رسید.»
“He used his wiles to get what he wanted.”
«حقههای روباه مرغها را فریب داد.»
“The fox’s wiles caught the hens.”
رایج. اصطلاح عمومی برای اقدامات زیرکانه، معمولاً قابل تعویض.
Common. General term for cunning actions, mostly interchangeable.