در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شراب نوشیدن، مخصوصاً شراب انگور.
Drank wine; consumed wine.
«آنها از مهمانان خود با شراب و غذا پذیرایی کردند.»
“They wined and dined their guests.”
«او در مهمانی شراب قرمز نوشید.»
“She wined red wine at the party.”
روزمره. گذشته فعل drink. در اکثر موارد بجای wined قابل استفاده است مگر موقع خاص شراب خوردن.
Everyday. General past tense of drink; interchangeable in many contexts unless specifically about wine.