winnowed

/ˈwɪn.oʊd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): winnowedpast participle (مفعولی): winnowed-ing (حال): winnowing3rd (سوم): winnows

فعل — باد دادن

باد دادنجداسازی

با باد دادن یا روش‌های مشابه، کاه و خرمن را از گندم جدا کردن؛ جدا کردن بخش‌های ارزشمند از بی‌ارزش.

Removed chaff from grain by blowing air or similar methods; separated valuable from worthless parts.

«کشاورزان پس از برداشت، گندم را باد دادند.»

Farmers winnowed the wheat after harvesting.

«فایل‌های قدیمی باد داده شدند تا فقط مهم‌ها نگه داشته شوند.»

The old files were winnowed to keep only important ones.

تفاوت با واژه‌های مشابه
separateجدا کردن

متداول. معنای کلی دارد و در بسیاری موقعیت‌ها کاربرد دارد. هنگام اشاره به فرایندهای جداسازی می‌تواند جایگزین winnowed شود.

Common. Broad meaning that fits many contexts. Can replace winnowed when referring to separation processes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000