wishbone

wish·bone/ˈwɪʃbəʊn/
wisha desire or hopebonea skeletal part
noun (اسم)commonplural (جمع): wishbones

اسم — استخوان آرزو

استخوان آرزو

استخوانی دوشاخه در جلوی سینه پرندگان که طبق یک سنت، دو نفر آن را می‌شکنند و آرزو می‌کنند.

A forked bone in front of the breast of a bird, traditionally broken by two people making a wish.

«بعد از شام شکرگزاری، ما همیشه استخوان آرزو را می‌شکنیم.»

After Thanksgiving dinner, we always break the wishbone.

«هر کسی که قطعه بزرگ‌تر استخوان آرزو را بگیرد، آرزویش برآورده می‌شود.»

Whoever gets the larger piece of the wishbone gets their wish.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000