در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
استخوانی دوشاخه در جلوی سینه پرندگان که طبق یک سنت، دو نفر آن را میشکنند و آرزو میکنند.
A forked bone in front of the breast of a bird, traditionally broken by two people making a wish.
«بعد از شام شکرگزاری، ما همیشه استخوان آرزو را میشکنیم.»
“After Thanksgiving dinner, we always break the wishbone.”
«هر کسی که قطعه بزرگتر استخوان آرزو را بگیرد، آرزویش برآورده میشود.»
“Whoever gets the larger piece of the wishbone gets their wish.”