wisest

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wis·est/ˈwaɪzɪst/
wisehaving or showing good judgment-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): wisersuperlative (عالی): wisest

صفت — عاقل‌ترین

عاقل‌تریندانشمندترین

دارای بیشترین خرد و فهم؛ بسیار باهوش و عاقل.

Having the greatest wisdom; most intelligent and sensible.

«او عاقل‌ترین فردی است که می‌شناسم.»

“She is the wisest person I know.”

«او بهترین و عاقلانه‌ترین نصیحت را داد.»

“He gave the wisest advice possible.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000