wiseman

wise·man/ˈwaɪzˌmæn/
wisehaving wisdommanadult male person
noun (اسم)formalplural (جمع): wisemen

اسم — عاقل

عاقلاندیشمندمرد دانا

مردی که به خاطر خرد و قضاوت خوبش مورد احترام است.

A man respected for wisdom and good judgment.

«مرد دانا نصیحت‌های ارزشمندی داد.»

The wiseman gave valuable advice.

«آن‌ها برای راهنمایی به یک مرد دانای مشهور مراجعه کردند.»

They sought guidance from a famous wiseman.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sageفیلسوف

رسمی/ادبی است و به خرد عمیق اشاره دارد.

Formal/literary. Emphasizes profound wisdom.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000