wised

/waɪzd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): wisedpast participle (مفعولی): wised-ing (حال): wising3rd (سوم): wises

فعل — آگاه شدن (گذشته)

آگاه شدن (گذشته)دانا شدن

گذشته فعل wise به معنی دانا یا مطلع شدن یا کردن.

Past tense of wise: to become or make wise or informed.

«او زود متوجه کلاهبرداری شد.»

She wised up to the scam quickly.

«آن‌ها تیمشان را نسبت به خطرات آگاه کردند.»

They wised their team about the risks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000