در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که دارای تجربه، دانش و قضاوت درست است.
A person who has experience, knowledge, and good judgment.
«روستا او را به عنوان یک فرد خردمند احترام میگذارد.»
“The village respects him as a wise person.”
«او به عنوان فردی خردمند که نصیحتهای خوبی میدهد شناخته میشود.»
“She is considered a wise person who gives good advice.”
رسمی یا ادبی. برای فردی که به دلیل حکمت عمیق شناخته شده، بهویژه در زمینههای فلسفی یا معنوی استفاده میشود. معمولاً برای صحبتهای روزمره بهکار نمیرود.
Formal or literary. Used for a person known for profound wisdom, especially in philosophical or spiritual contexts. Not typically for everyday conversation about a wise friend.
رایج. معمولا به فرد مسنی گفته میشود که به دلیل سن و تجربه خردمند شمرده میشود. وابسته به زمینه؛ همیشه قابل جایگزینی نیست چون همیشه به معنای خردمند بودن نیست.
Common. Often refers to an older person considered wise by virtue of age and experience. Context-dependent; not always interchangeable as 'wise person' may not imply age.