wisen

wis·en/ˈwaɪ.zən/
verb (فعل)formalpast (گذشته): wisenedpast participle (مفعولی): wisened-ing (حال): wisening3rd (سوم): wisens

فعل — عاقل‌تر شدن

عاقل‌تر شدنخردمندتر شدن

با کسب تجربه، عاقل‌تر یا دانا‌تر شدن.

To become wiser or more knowledgeable with experience.

«پس از سال‌ها مطالعه، عاقل‌تر شد.»

She wisened after many years of study.

«تجربه کمک کرد تا به حقیقت پی ببرد.»

Experience helped him wisen to the truth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matureبالغ شدن

رایج است. بر رشد عاطفی یا روانی تأکید دارد، نه فقط دانش.

Common. Related but emphasizes emotional or psychological growth, not only knowledge.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000