wishful

wish·ful/ˈwɪʃ.fəl/
wisha desire for something-fulfull of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more wishfulsuperlative (عالی): most wishful

صفت — آرزومند

آرزومندخواهان

پر از آرزوی امیدوارانه؛ بیان‌کننده یک خواسته نه واقعیت.

Full of hopeful desire; expressing a wish rather than reality.

«او چهره‌ای پر از آرزو داشت.»

She had a wishful look on her face.

«تفکر آرزومندانه‌اش غیرواقعی بود.»

His wishful thinking was unrealistic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hopefulمشتاق، امیدوار

رایج. انتظار مثبت؛ نسبت به 'wishful' خوشبین‌تر است.

Common. Positive expectation; overlaps but more optimistic than 'wishful'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000