wished

/wɪʃt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wishedpast participle (مفعولی): wished-ing (حال): wishing3rd (سوم): wishes

فعل — آرزو کردن

آرزو کردندعا کردن

ابراز تمایل برای چیزی که وجود ندارد یا اتفاق نیفتاده است.

Expressed a desire for something that is not present or has not happened.

«او آرزو داشت که سالم باشد.»

She wished for good health.

«من آرزو داشتم دوباره او را ببینم.»

I wished to see him again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
desiredخواستن

رایج است ولی 'desired' معمولاً رسمی‌تر یا جدی‌تر از 'wished' است.

Common. Similar meaning but 'desired' often more formal or serious than 'wished'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000