wishy

wish·y/ˈwɪʃi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): wishiersuperlative (عالی): wishiest

صفت — بی‌اراده

بی‌ارادهکم‌تحرک

اصطلاح غیررسمی به معنای ضعیف یا کم اراده بودن.

Informal term meaning weak or lacking in determination.

«او جواب بی‌اراده‌ای به سوال داد.»

He gave a wishy answer to the question.

«سیاست خیلی بی‌ثبات است که مؤثر باشد.»

The policy is too wishy to be effective.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000