witchy

witch·y/ˈwɪtʃi/
witcha female magic user or sorceress-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): witchiersuperlative (عالی): witchiest

صفت — جادوگرگونه

جادوگرگونهعجیب

دارای ویژگی‌ها یا ظاهر جادوگرانه؛ عجیب یا وهم‌آور.

Having qualities or appearance like a witch; strange or eerie.

«او لباس جادوگرگونه برای هالووین پوشید.»

She wore a witchy costume for Halloween.

«خانه قدیمی حال و هوای جادوگرگونه داشت.»

The old house had a witchy atmosphere.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spookyوحشتناک

محاوره‌ای. به معنی ترسناک یا وهم‌انگیز است؛ شبیه است ولی 'witchy' به خصوص ویژگی‌های جادوگر را می‌رساند.

Informal. Means scary or eerie; similar but 'witchy' specifically suggests witch-like qualities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000