wittier

wit·ti·er/ˈwɪt.i.ər/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): wittiersuperlative (عالی): wittiest

صفت — باهوش‌تر

باهوش‌ترزیرک‌ترشوخ‌تر

دارایهوش و بذله‌گو تر در گفتار یا نوشتار.

More clever and amusing in speech or writing.

«او از همکلاسی‌هایش زیرک‌تر بود.»

He was wittier than his classmates.

«اظهارات بامزه‌تر او مهمانی را پرانرژی کرد.»

Her wittier remarks made the party lively.

تفاوت با واژه‌های مشابه
funnierبامزه‌تر

رایج است و در موقعیت‌های غیررسمی که روی طنز تأکید دارند جایگزین wittier می‌شود اما هوش را القا نمی‌کند.

Common. Can replace 'wittier' in informal contexts focusing on humor but lacks the cleverness aspect.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000