womanising

wo·man·is·ing/ˈwʊmənˌaɪzɪŋ/
noun (اسم)informal

اسم — زن‌بازی

زن‌بازیکثرت روابط زنانه

عمل داشتن روابط عاشقانه یا جنسی متعدد و casual با زنان.

The act of engaging in multiple casual romantic or sexual relationships with women.

«زن‌بازی او مشکلاتی در ازدواجش به وجود آورد.»

His womanising caused problems in his marriage.

«او از روش‌های زن‌بازی او خسته شده بود.»

She was tired of his womanising ways.

تفاوت با واژه‌های مشابه
philanderزنان‌باز

غیررسمی. معنای مشابه ولی اغلب دلالت بر دروغگویی دارد.

Informal. Similar meaning but often implies dishonesty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000