woolen

wool·en/ˈwʊlən/
woolfiber from sheep-enmade of
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more woolensuperlative (عالی): most woolen

صفت — پشمی

پشمیاز پشم

ساخته شده از پشم.

Made of wool.

«او یک شال پشمی گرم به گردن داشت.»

She wore a warm woolen scarf.

«این فروشگاه پوشاک پشمی متنوعی می‌فروشد.»

The store sells various woolen garments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
woollyپشمالو

رایج. می‌تواند به جای هم برای اقلام ساخته شده از پشم، به خصوص اگر بافت نرم و کرکی داشته باشند، استفاده شود. اما 'woolly' به معنای پوشیده از پشم یا مو نیز هست (مثلاً 'woolly mammoth') که 'woolen' این معنی را ندارد.

Common. Can be used interchangeably for items made of wool, especially if they have a soft or fuzzy texture. However, 'woolly' also means covered in wool or hair (e.g. 'woolly mammoth'), which 'woolen' does not. 'A woolen blanket' and 'a woolly blanket' are often interchangeable for texture, but only 'woolen' for composition.

woolپشم

رایج. اغلب به عنوان اسم به صورت وصفی برای توصیف چیزی که از پشم ساخته شده است (مثلاً 'wool sweater') استفاده می‌شود. در حالی که 'woolen sweater' از نظر گرامری صحیح و رایج است، 'wool sweater' در گفتار روزمره برای سادگی بیشتر رایج است.

Common. Often used attributively as a noun to describe something made of wool (e.g., 'wool sweater'). While 'woolen sweater' is grammatically correct and common, 'wool sweater' is arguably more frequent in everyday speech for simplicity.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): woolens

اسم — پارچه پشمی

پارچه پشمیلباس پشمی

پارچه یا لباسی که از پشم ساخته شده است.

Fabric or clothing made of wool.

«او لباس‌های پشمی خود را برای سفر زمستانی جمع کرد.»

She packed her woolens for the winter trip.

«یک پشمی خوب شما را گرم نگه می‌دارد.»

A good woolen will keep you warm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
woolensلباس‌های پشمی

رایج. شکل جمع که به طور خاص به لباس‌های ساخته شده از پشم اشاره دارد. اغلب به صورت جمعی استفاده می‌شود (مثلاً 'لباس‌های پشمی خود را بشویید'). 'Woolen' به عنوان اسم مفرد برای یک تکه لباس کمتر رایج است.

Common. The plural form specifically referring to garments made of wool. This is often more used in a collective sense (e.g., 'wash your woolens'). 'Woolen' as a singular noun for a single item is less common.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000