woolly

wool·ly/ˈwʊli/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): woolliersuperlative (عالی): woolliest

صفت — پشمی

پشمیپرزدار

پوشیده شده با پشم یا شبیه پشم؛ پرزدار یا نرم.

Covered in or resembling wool; fluffy or fuzzy.

«ژاکت پشمی مرا گرم نگه داشت.»

The woolly sweater kept me warm.

«او یک کلاه پشمی برای زمستان دارد.»

She has a woolly hat for winter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
furryپشمالو

رایج. اشاره به موی حیوانات دارد، مشابه woolly اما کلی‌تر.

Common. Refers to animal fur, similar to woolly but broader meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000