در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ساخته شده از پشم.
Made of wool.
«او یک شال پشمی گرم پوشیده بود.»
“She wore a warm woollen scarf.”
«پتو از مواد کاملاً پشمی ساخته شده بود.»
“The blanket was made of pure woollen material.”
رایج. اغلب چیزی را توصیف میکند که با پشم پوشیده شده یا از نظر بافت شبیه پشم است، در مورد پارچه یا پوشاک قابل جایگزینی با 'woollen' است. 'یک ژاکت پشمی' طبیعی به نظر میرسد. 'گوسفند پشمی ضخیم داشت.'
Common. Often describes something covered in wool or resembling wool in texture, can be interchangeable with 'woollen' when referring to fabric or garments. 'A wooly sweater' sounds natural. 'The sheep had a thick wooly coat.'
رایج. به یک پارچه مصنوعی که شبیه پشم است، یا پوشش پشمی یک حیوان اشاره دارد. در توصیف پارچههای با بافت پشمی قابل جایگزینی است، اما 'woollen' به طور خاص به پشم واقعی اشاره دارد. 'او یک ژاکت نرم پشمی پوشید.'
Common. Refers to a synthetic fabric that resembles wool, or the woolly covering of an animal. It's interchangeable when describing fabrics with a wool-like texture, but 'woollen' specifically implies actual wool. 'He wore a soft fleece jacket.'
پارچه یا لباس پشمی.
Woollen fabric or garments.
«او ترجیح میدهد در زمستان لباس پشمی بپوشد.»
“She prefers to wear woollen in winter.”
«این مغازه پشمیجات مرغوب وارداتی از اسکاتلند میفروشد.»
“The shop sells fine woollen imported from Scotland.”
رایج. شکل جمع، در اشاره به لباسها یا اقلام پشمی به صورت جمعی مستقیماً قابل جایگزینی است. 'او پشمیجاتش را برای سفر زمستانی بستهبندی کرد.'
Common. The plural form, directly interchangeable when referring to woollen garments or items collectively. 'She packed her woolens for the winter trip.'